جلوه گاه نور
ورود فقط به شرط صلوات بر محمد وآل محمد و دعا برای تعجیل در فرج امام زمان (عج )
نويسندگان

شهید سعیدی می گوید: اگر بدنم را قطعه قطعه کنند قطره قطره ی خونم نام خمینی را فریاد می زند .

و هم اکنون ما نیز می گوییم اگر بدنمان را  قطعه قطعه  کنند با هر قطره ی خونمان نام خامنه ای را فریاد می زنیم.

الحق که تو از سلاله ی فاطمه ای
با خنده ی خود به درد ما خاتمه ای
زیبا تر از این نام ندیدم به جهان
سید علی الحسینی الخامنه ای

[ ۱۳٩۱/۱۱/٢٤ ] [ ۱۱:٠۱ ‎ب.ظ ] [ کربلای 8 ]

توجه توجه !!!!!!!!

       قابل توجه افرادی که دوست دارند پاسخ احکام شرعی خود را

                                                                    به صورت آنلاین دریافت کنند .

مرکز پرسش و پاسخ آنلاین جواب از طریق sms را هم راه اندازی  کرد .

                                      مایلین می توانند با sms به شماره ی 30009640

                                                          با دادن سن . تحصیلات . مرجع تقلید

                                                                            پاسخ خود را دریافت کنند.

   آدرس سایت :www.pasokhgoo.ir

[ ۱۳٩۱/۳/۱۱ ] [ ٦:٤٠ ‎ب.ظ ] [ کربلای 8 ]

               
!!از برادران و بالاخص خواهران

خواهشمندیم که موضوع حجاب را که همه درگیر آنیم جدی بگیرند.(باتشکر)

برخی از دختران و زنان و احتمالاً
گروهی از پسران ما امروزه خود را با ابزار و وسایل مختلف آرایش می‌کنند و می‌گویند
زیبایی حُسن است، و همه از زیبا و زیبایی خوششان می‌آید، بلکه زیبایی دوستی به قول
روان شناسان یکی از احساسات عمومی و فطری بشر است، و «إنّ الله جمیل و یُحّب
الجمال» از سوی دیگر برای حفظ شخصیت و آبروی خود و احترام به دیگران و کمک به
شادابی و طراوت محیط و جامعه بسیار بجاست که انسان به قیافه و لباس خود در برخورد
با دیگران اهمیت بدهد.

حال سخن بر سر این است که آیا این عمل صحیح است یا نه؟ و آیا این توجیهات مورد
پسند عقل و دین هست یا نه؟ آیا این کار احترام به شخصیت خود و دیگران است یا ظلم
به خود و دیگران ؟ آیا این کار آرایش است یا آلایش؟ آیا معنای این کار تمیز بودن
است یا کثیف کردن روح و ذهن خود و مردم؟ آیا بزک کردن، احترام به دیگران است یا
تعدّی به حقوق معنوی و الهی بینندگان است؟

با توضیحاتی که خواهد آمد جواب صحیح را خوانندة فهیم و منصف در خواهد یافت.

نکتة اوّل: ابتداءً باید توجه کرد که در مورد انسان و جهان دو
دیدگاه اساسی وجود دارد:

الف
ـ محدود بودن انسان و جهان به دنیای مادی و حاضر و فعلی.

ب ـ مشتمل بودن انسان بر دو بعد جسمی و روحی و وسعت جهان نسبت به دنیای مادی و
آخرت.

نکته و مقدمه‌ی دوم: اگر ما انسان را خود سالار و آقا و صاحب خود و دنیا بدانیم و
دید اومانیستی (انسان مداری) داشته باشیم یک گونه قضاوت می‌کنیم و اگر انسان را
عبد و مخلوق و جامعة انسانی را جامعه‌ای خداسالاری بدانیم و تمام جهان و مخلوقات و
انسان را جلوه و لطفی از سوی خداوند کریم و جمیل بدانیم به نحو دیگری داوری می‌کنیم.

//این تحقیق به صورت خاص و
با محدودیتی که استاد برای گستره بحث تعیین نموده‌اند انجام می‌گیرد بدین صورت که
به موضوع حجاب از منظر و نگاه دو کتاب تفسیری ارزشمند خواهد پرداخت که این دو کتاب
عبارتند از:

1. تفسیر المیزان اثر جاودانه علامه سید محمد حسین طباطبائی (ره)

2. تفسیر نمونه اثر آیه الله ناصر مکارم شیرازی

//حال به بررسی مفهوم حجاب در معنای دوم(همان حجاب خانم ها که در معنای
اول ستر تفسیر شده) که موضوع بحث ما در این مقاله است، خواهیم پرداخت که از منظر
تفسیر نمونه بررسی شده است:

قُلْ لِلْمُؤْمِنِینَ یَغُضُّوا مِنْ أَبْصارِهِمْ وَ یَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ
ذلِکَ أَزْکى‏ لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ خَبِیرٌ بِما یَصْنَعُونَ (نور / 30)

به مؤمنان بگو چشم هاى خود را (از نگاه به نامحرمان) فرو گیرند، و فروج خود را حفظ
کنند، این براى آنها پاکیزه‏تر است،

خداوند از آنچه انجام مى‏دهید آگاه است.

در این آیه دو دستور جداگانه ذکر شده
است:

الف) این آیه نمى‏گوید مؤمنان باید
چشمهاشان را فرو بندند، بلکه مى‏گوید باید نگاه خود را کم و کوتاه کنند، و این
تعبیر لطیفى است به این منظور که اگر انسان به راستى هنگامى که با زن نامحرمى
روبرو مى‏شود بخواهد چشم خود را به کلى ببندد ادامه راه رفتن و مانند آن براى او
ممکن نیست، اما اگر نگاه را از صورت و‌اندام او بر گیرد و چشم خود را پائین‌اندازد
گویى از نگاه خویش کاسته است و آن صحنه‏اى را که ممنوع است از منطقه دید خود حذف
کرده‏ است.

ب) دومین دستور در آیه فوق همان مساله
حفظ فروج است که موضوع بحث ما در حجاب است. منظور از حفظ فرج که در روایات وارد
شده است پوشانیدن‏آن از نگاه کردن دیگران است. و به این ترتیب چشم‏چرانى همان گونه
که بر مردان حرام است بر زنان نیز حرام مى‏باشد، و پوشانیدن عورت از نگاه دیگران،
چه از مرد و چه از زن براى زنان نیز همانند مردان واجب است.

‏ 1- آنها
نباید زینت خود را آشکار سازند جز آن مقدار که طبیعتا ظاهر است. در اینکه منظور از
زینتى که زنان باید آن را بپوشانند و همچنین زینت آشکارى که در اظهار آن مجازند
چیست؟ در میان مفسران سخن بسیار است.

از میان تفاسیر و تفاسیر اهل
بیت این چنین بر می آید که آشکار
کردن لباس هاى زینتى مخصوصى را که در زیر لباس عادى یا چادر مى‏پوشند مجاز نیست،
زیرا قرآن از ظاهر ساختن چنین زینت هایى نهى کرده است.(در صورت دید نامحرم)
وهمچنین زینت باطن را به گردنبند و بازوبندتفسیر کرده‌اند.و
در روایات متعدد دیگرى زینت ظاهر به انگشتر و سرمه و مانند آن تفسیر شده
است (که همه باید از دید نامحرم پوشیده شود.)

نکته مهم در این ایه این است
که اسلام نگاهی چند متغیری و کامل به عفت در جامعه دارد و همزمان که از لزوم رعایت
حجاب از سوی زنان سخن می‌گوید در همان آیه نیز از مردان می‌خواهد که چشم‌های خود
را بپوشانند و سلامت اخلاقی جامعه به هر دو عامل بستگی دارد.

//فلسفه حجاب چیز مکتوم و پنهانى نیست زیرا:

1- برهنگى زنان که طبعا پیامدهایى همچون آرایش و عشوه‏گرى و امثال آن همراه دارد
مردان مخصوصا جوانان را در یک حال تحریک دائم قرار مى‏دهد. تحریکى که سبب کوبیدن
اعصاب آنها و ایجاد هیجان هاى بیمارگونه عصبى و گاه سرچشمه امراض روانى مى‏گردد.
مگر اعصاب انسان چقدر مى‏تواند بار هیجان را بر خود حمل کند؟ مگر همه پزشکان روانى
نمى‏گویند هیجان مستمر عامل بیمارى است؟ مخصوصا توجه به این نکته که غریزه جنسى
نیرومندترین و ریشه‏دارترین غریزه آدمى است و در طول تاریخ سرچشمه حوادث مرگبار و
جنایات هولناکى شده. آیا دامن زدن مستمر از طریق برهنگى به این غریزه و شعله‏ور
ساختن آن بازى با آتش نیست؟

اسلام مى‏خواهد مردان و زنان مسلمان روحى آرام و اعصابى سالم و چشم و گوشى پاک
داشته باشند، و این یکى از فلسفه ‏هاى حجاب است.

2-مساله ابتذال زن و سقوط شخصیت
او در این میان نیز حائز اهمیت فراوان است که نیازى به ارقام و آمار ندارد. هنگامى
که جامعه زن را با‌اندام برهنه بخواهد، طبیعى است روز به روز تقاضاى آرایش بیشتر و
خودنمایى افزون تر از او دارد. هنگامى که زن را از طریق جاذبه جنسی اش وسیله تبلیغ
کالاها و عاملى براى جلب جهانگردان و مانند اینها قرار بدهند، در چنین جامعه‏اى
شخصیت زن تا سر حد یک عروسک یا یک کالاى بى ارزش سقوط مى‏کند و ارزش هاى والاى
انسانى او به کلى به دست فراموشى سپرده مى‏شود و تنها افتخار او جوانى و زیبایى و
خودنمایی اش مى‏شود.

//ممنوعیت عوامل تحریک کننده

در آخر آیه فوق (... وَ لا یَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِیُعْلَمَ ما یُخْفِینَ مِنْ
زِینَتِهِنَّ وَ تُوبُوا إِلَى اللَّهِ جَمِیعاً أَیُّهَا الْمُؤْمِنُونَ
لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ (نور / 31)

آنها هنگام راه رفتن پاى‏هاى خود را به زمین نزنند تا زینت پنهانیشان
دانسته شود. (و صداى خلخال که بر پا دارند به گوش رسد) و همگى به سوى خدا بازگردید
اى مؤمنان تا رستگار شوید.)آمده است که نباید زنان به هنگام
راه رفتن پاهاى خود را چنان به زمین کوبند تاصداى خلخالهایشان به گوش رسد!(در
تفسیر فعلی صدای پاشنه ی کفش وهمچنین صدای النگوی آنان نیز می باشد
که از دور ناخود آگاه توجه مرد را جلب می کند.) این امر نشان مى‏دهد که اسلام به‌اندازه‏اى
در مسائل مربوط به

عفت عمومى سختگیر و مو شکاف است که حتى اجازه چنین کارى را نیز نمى‏دهد، و البته
به طریق اولى عوامل مختلفى را که دامن به آتش شهوت جوانان مى‏زند مانند نشر
عکسهاى تحریک آمیز و فیلمهاى اغوا کننده و رمانها و داستانهاى جنسى را
نخواهد داد، و بدون شک محیط اسلامى باید از اینگونه مسائل که مشتریان را به مراکز
فساد سوق مى‏دهد و پسران و دختران جوان را به آلودگى و فساد مى‏کشاند پاک و مبرا
باشد.

//آیا اداره خانه و تربیت
فرزندان برومند و ساختن انسان هایى که در آینده بتوانند با بازوان تواناى خویش چرخ
هاى عظیم جامعه را به حرکت در آورند کار نیست؟

آنها که این رسالت عظیم زن را کار مثبت محسوب نمى‏کنند از نقش خانواده و تربیت، در
ساختن یک اجتماع سالم و آباد و پر حرکت بى‏خبرند، آنها گمان مى‏کنند راه این است
که زن و مرد ما همانند زنان و مردان غربى اول صبح خانه را به قصد ادارات و
کارخانه‏ها و مانند آن ترک کنند، و بچه‏هاى خود را به شیر- خوارگاه‌ها بسپارند، و
یا در اطاق بگذارند و در را بر روى آنها ببندند، و طعم تلخ زندان را از همان زمان
که غنچه ناشکفته‏اى هستند به آنها بچشانند.

غافل از اینکه با این عمل شخصیت آنها را در هم مى‏کوبند و کودکانى بى روح و فاقد
عواطف انسانى بار مى‏آورند که آینده جامعه را به خطر خواهند‌انداخت.

//ایراد دیگر
اینکه آنها مى‏گویند حجاب از این نظر که میان زنان‏ و مردان فاصله مى‏افکند طبع
حریص مردان را آزمندتر مى‏کند، و به جاى اینکه خاموش کننده باشد آتش حرص آنها را
شعله‏ورتر مى‏سازد که الانسان حریص على ما منع!

پاسخ: این ایراد یا صحیح تر سفسطه و مغلطه را مقایسه جامعه امروز ما که حجاب در آن
تقریبا در همه مراکز بدون استثناء حکمفرما است با دوران رژیم طاغوت که زنان را
مجبور به کشف حجاب مى‏کردند مى‏دهد. آن روز هر کوى و بر زن مرکز فساد بود، در
خانواده ‏ها بى بند و بارى عجیبى حکم فرما بود، آمار طلاق فوق العاده زیاد بود،
سطح تولد فرزندان نامشروع بالا بود و...

نمى‏گوئیم امروز همه اینها ریشه کن شده اما بدون شک بسیار کاهش یافته و جامعه ما
از این نظر سلامت خود را باز یافته، و اگر به خواست خدا وضع به همین صورت ادامه
یابد و سایر نابسامانیها نیز سامان پیدا کند، جامعه ما از نظر پاکى خانواده ‏ها و
حفظ ارزش زن به مرحله مطلوب خواهد رسید.

//لزوم رعایت حجاب زنان برای زنان غیر مسلمان

گروهى که مستثنى شده‏اند و زن حق دارد زینت باطن خود را در برابر آنها آشکار کند
زنان هستند، منتهى با توجه به تعبیر نسائهم (زنان خودشان) چنین استفاده مى‏شود که
زن‌هاى مسلمان تنها مى‏توانند در برابر زنان مسلمان حجاب را برگیرند، ولى در برابر
زنان غیر مسلمان باید با حجاب اسلامى باشند و فلسفه این موضوع چنان که در روایات
آمده این است که ممکن است آنها بروند و آنچه را دیده‏اند براى همسرانشان توصیف
کنند و این براى زنان مسلمانان صحیح نیست.

 
                                               والسلام علیکم و رحمة الله

 

[ ۱۳٩۱/۳/۱۱ ] [ ٦:۳۳ ‎ب.ظ ] [ کربلای 8 ]
گفتم: چکار کنم که خدمتشان برسم،
راهش چیست؟! گفت: یک مقداری به خودت رسیدگی کن، مراقبه داشته باش؛ آقا خودشا تشریف
می آورند! پس از آن صحبت هم دیگر او را ندیدم.

در زمان ما یکی از دغدغه های بسیاری از جوانان متدین و مذهبی، دیدار با
امام زمان روحی له الفداء است.
همین مساله به تناسب محبوبیتی که دارد سبب

انحراف گروهی شده و متاسفانه برخی افراد با استفاده از موقعیت های اجتماعی کاذبی که
برای خود ایجاد می کنند در صدد به دام انداختن جوانان پاک و متدین برمی‌ایند.

 با کمال تاسف این گروه‌ها تا حدی در کار خودشان موفق بوده اند. اما اینکه چرا در
تبریز مجتهد جلیل القدری بود به نام آیت الله آقا میرزا رضی تبریزی (رضوان الله
علیه) که در زمان ابتداء طلبگی بنده، ایشان مرحوم شدند.

 کتابی است به نام «مطارح الانظار فی طبقات اطباء الاعصار»
تالیف میرزا عبدالحسین خان فیلسوف الدوله، کتاب کمیابی است. مؤلف کتاب، برادر آقا
میرزا رضی میباشد.

 از ثقات شنیدم که وقتی ایشان به قم آمده بودند و مهمان امام خمینی شده بودند،
ایشان به خانواده شان فرموده بودند: این مهمان ما کسی است که با دلگرمی میشود از او
تقلید کرد! و این کلام ایشان به خوبی دلالت بر عظمت علمی و عملی آقامیرزا رضی
دارد.

 مرحوم آقا میرزا رضی گفته بود:

 وقتی رفت و برگشت، مقداری بیش از معمول طول کشید؛ چون حدود مسافت را میدانستم.
دیدم بهانه ای است برای صحبت کردن، به او گفتم: چه شد که مقداری طول کشید؟!

 با یک متانتی جواب داد: چون نردبان بلند بود و ممکن بود که به
دیوار خانه های مردم اصابت کند و من مدیون شوم، لذا با احتیاط بیشتری حرکت کردم؛ به
همین جهت مقداری بیشتر طول کشید.

 فصل تابستان بود و آفتاب دیر غروب میکرد. هنگام ظهر که کارگرها برای تهیه غذا و
صرف نهار متفرق شدند، او اول وقت به سراغ نماز رفت و با حالت توجه خاصی نماز
میخواند.

 وقتی تکبیر میگفت، من شدیداً تحت تأثیر قرار میگرفتم، بدنم گویا به لرزه
میافتاد!نماز که تمام شد، رفتم به او گفتم: شما بعد از اتمام کار، باز هم وقت برای نماز
خواندن داشتی، چرا درزمان کار من، نماز میخوانی؟

در جواب من فقط این را خواند:

و ان المساجد لله فلا تدعوا مع الله
احدا
«و مساجد مخصوص خداوند است پس نباید با خدا احدی غیر او را پرستش
کنید».

با این جواب او، گویا پاهایم لرزید و نتوانستم خود را کنترل کنم، همانجا نشستم و
فهمیدم شخص فوق العاده ای است.از او عذرخواهی کردم و گفتم: غرضم از این مطالب این بود که خواستم مقداری با تو
صحبت کنم. حالا بگو امام زمان - عج  الان کجا هستند؟!

 گفت: حضرت در تبریز تشریف داشتند؛ یک ساعت است که این شهر را
ترک نموده اند.

گفتم: چکار کنم که خدمتشان برسم، راهش چیست؟!

 گفت: یک مقداری به خودت رسیدگی کن، مراقبه داشته باش؛ آقا خودشا تشریف می آورند!
پس از آن صحبت هم دیگر او را ندیدم!

[ ۱۳٩۱/۳/٧ ] [ ۱۱:٤٥ ‎ب.ظ ] [ کربلای 8 ]

www.islamquest.net مرکز پاسخ گویی به شبهات دینی

 آیاتی را از قرآن در اثبات امامت امام علی(ع) بیان فرمائید؟

پرسش :

آیا از آیات قرآن می شود امامت امام علی(ع) را اثبات کرد؟

پاسخ اجمالی :

بهترین راه اثبات امامت امام علی(ع) برای اهل سنت،
تمسک به قرآن و روایاتی که در توضیح آنها در کتب خودشان نقل شده است، می باشد و البته بدیهی است که انسان باید حقیقت جو باشد تا به توجیهات ناصواب و غیر عقلانی متوسل نشود و چشم را به روی حقیقت نبندد. در قرآن مجید آیات فراوانی است که با استفاده از احادیثی که از پیامبر اکرم (ص) در شأن نزول آنها وارد شده است، امامت امام علی (ع) را اثبات می نمایند.

به آیاتی چند توجه فرمایید:

1. آیه تبلیغ: «یا ایها الرسول بلغ ما انزل الیک
من ربک...[i]» که طبق روایات معتبر از اهل سنت در جریان غدیر خم نازل شده است و در این روز تاریخی پیامبر(ص) با اعلام ولایت و جانشینی حضرت علی(ع) رسالت خود را تکمیل فرمود.

2.
آیه ولایت: «انما ولیکم الله و رسوله و الذین امنوا الذین یقیمون الصلاة...[ii]» که ولایت حضرت علی (ع)[iii]
در کنار ولایت خدا و رسول(ص) قرار داده شده است.

3.
آیه اولی الامر: یا ایها الذین امنوا اطیعوا الله و اطیعوا الرسول و اولی الامر
منکم...[iv]» که اطاعت از اولی الامر را به نحو مطلق واجب
کرده است، و از این الزام مطلق بدست می آید که امام باید معصوم باشد لذا غیر از
حضرت علی(ع) که از عصمت برخوردار نیست، نمی تواند امام باشد. علاوه روایاتی که از کتب اهل سنت در ذیل این آیه به معرفی حضرت علی(ع) به عنوان امام و جانشین پیامبر (ع) پرداخته است، بیش ار اندازه است .

4. آیه صادقین: یا ایها الذین امنوا اتقوا الله و
کونوا مع الصادقین...[v]»
که می فرماید: ای اهل ایمان، تقوا داشته و با صادقین باشید و در روایات بیان شده
است که: منظور از صادقین حضرت علی(ع) و اهل بیت پیامبر(ص) می باشند.




[i] . مائده، 67.

[ii] .
مائده، 55.

[iii] چون طبق روایات معتبر آنکه در رکوع انگشترش را به
سائل داد حضرت علی (ع) بوده است.

[iv] .
نساء، 59

[v] . توبه، 119.

.ادامه دارد در ادامه مطلب .........


ادامه مطلب
[ ۱۳٩۱/۳/٧ ] [ ۱۱:۱٩ ‎ب.ظ ] [ کربلای 8 ]

پایگاه صالحات - سخنان آیت الله احدی :

 

مطلبی را به شما عرض میکنم شاید نشنیده باشید .جناب آقای صدیقی شب فاطمیه
روی منبر در بیت ایشان ( بیت رهبری ) که آقای رییس جمهور نشسته بود،آقای هاشمی بود ، سران مملکتی بودند ، قوه قضاییه ، همه بودند.آقای صدیقی روی منبر این مطلب را گفت و آن را نتوانست تمام کند .همین که خواست تمام کند فریاد گریه جمعیت و حضار بلند شد .

دیدند این جمعیت بسوی آقا دارند حمله میکنند که به عنوان تبرک به ایشان دست
بزنند .آقا را بردند و دیگر نتوانستند جمعیت را اداره کنند .

وآن مطلب این بود :

 من همه ساله مکه که میرفتم قبل از رفتن به مکه به محضر آیت الله بهاءالدینی میرسیدم و توصیه میخواستم از ایشان.ایشان به من توصیه هایی میکرد و من این توصیه ها را در سفر مکه عمل میکردم . بعدهم که داشتم میامدم ، یک عمامه ای یا چیزی را برای ایشان هدیه میخریدم .این دفعه که رفتم محضر ایشان این مطلب را فرمودند :

شما وقتی که میروید مسجدالنبی از قسمت جنوب شرقی مسجد ، از آن قسمت هفت قدم میاید به جلو و قسمت بعدی را هم گفت که من نمیتوانم دقیق به شما بگویم . به خاطر اینکه ایشان این را به ودیعت پیش من گذاشت . آن وقت از دو طرف به من دستور داد وقتی که قدم زدی آمدی جلو رسیدی به آنجا ،آنجا بنشین و این ذکر سبعه را بگو. این ذکر را که گفتی انشاءالله به حوائجت خواهی رسید .

ذکر سبعه عجیب است ، علامه حسن زاده آملی بعد از نماز صبح تا طلوع آفتاب
اذکار سبعه را دارد که اینها را از آسید علی آقا قاضی گرفتند . ذکر سبعه واقعاً یک
ذکریست که معجزه میکند در نفس انسان عجیب معجزه میکند .

آقای صدیقی می گوید ، عرض کردم: آقای بهاءالدینی چه وجهی دارد که من باید آنجا بنشینم و این اذکار سبعه را بگویم. چه وجهی دارد هفت قدم از آنجا قدم بزنم .

حالا همه دارند مثل شما گوش میدهند همه دارند دقت میکنند آقای صدیقی چه
میخواهد بگوید .

گفت :
وجهش این است که دارم به شما میگویم فقط پیش شما بماند .

وقتی که حضرت زهرا سلام الله علیها آمد برای دفاع از علی ابن ابیطالب علیه السلام بدنش خون  آلود بود وقتی که آمد ، که داخل مسجد وارد نشد وقتی که برگشت دیگر توان از او رفت دیگر به گونه ای شد که میخواست ادامه راه را بدهد نتوانست ، آنجا نشست و فکر میکنم  که آن مکان به خون فاطمه سلام الله علیها رسیده  است . آنجا حاجتتان را بخواهید .

فریاد گریه جمعیت بلند شد........

_برای خواندن ادامه روی ادامه مطلب کلیک کنید.

پس از خواندن کامل متن در صورت خواست برای دریافت فایل صوتی سخنان به سایت http://salehat.ir/ مراجعه شود .


ادامه مطلب
[ ۱۳٩۱/۳/٧ ] [ ٩:٤٠ ‎ب.ظ ] [ کربلای 8 ]

دشمنان با تمام توان ما را تحریم می کنند ، ما با یک بند انگشت آنان را تحقیر می کنیم.

 

[ ۱۳٩٠/۱٢/۱٢ ] [ ۸:٥٧ ‎ب.ظ ] [ کربلای 8 ]

 

آهای کفشامو کجا می بری ؟

مقر آموزش نظامی بودیم !

ساعت سه نصف شب بود . پاسدارا آهسته و آروم اومدند دم در سالن ایستادند . همه بیدار بودیم و از زیر پتوها زیر نظرشون داشتیم . اول ، بدون سروصدا یه طناب بستند دم درسالن . می خواستند ما هنگام فرار بریزیم روی هم . طنابو بستند و خواستند کفشامونو قایم کنند ، اما از کفش اثری نبود . کمی گشتند و رفتند کنار هم . در گوش هم پچ پچ می کردند که یکی از اونا نوک کفشای نوری رو زیر پتووی بالا سرش دید. آروم دستشو برد طرف کفشا . نوری یه دفعه از جاش پرید بالا . دستشو گرفت و شروع کرد داد و بیداد : "اهای دزد! آهای ! کفشامو کجا می بری ؟ بچه ها ! کفشامو بردند !
" پاسدار گفت : "هیس ! هیس ! برادر ساکت ! ساکت باش . منم . " اما
نوری جیغ می زد و کمک می خواست . پاسدارا دیدند کار خیطه ؛ خواستند با سرعت از سالن خارج بشند ، یادشون رفت که طناب دم دره . گیر کردند به طناب و ریختند رو هم . بچه ها هم رو تختا نشسته بودند و قاه قاه می خندیدند.

[ ۱۳٩٠/۱۱/٢٩ ] [ ٩:٥٥ ‎ب.ظ ] [ کربلای 8 ]

روایت دیدار امام خامنه ای از یک خانواده شهید ارمنی 

!!!! توجه توجه کافیست فقط یک بار بخوانید اطمینان داشته باشید پشیمان نمی شوید!!!!

شنبه ۱۷ دی ۱۳۹۰ ساعت ۱۷:۴۱ 

 

 صبح روز کریسمس یعنی عید پاک ارامنه، آقا فرمودند خانة چند ارمنی و عاشوری اگر برویم خوب است.

ما آدرسی از ارامنه نداشتیم. سری به کلیساهای‌شان زدیم که آن‌ها از ما بی‌خبرتر بودند. رفتیم بنیاد شهید، دیدیم خیلی اطلاعات ندارند. کمی اطلاعات خانوادة شهدا را از بنیاد شهید، مقداری از کلیساها و یک سری هم توی محله‌ها پیدا کردیم و با این دیدگاه رفتیم.

صبح رفتیم گشتیم توی محلة مجیدیه شمالی، دو سه تا خانواده پیدا کردیم. در خانواده‌ها را زدیم و با آن‌ها صحبت کردیم.توی خانواده مسلمان‌ها ما می‌رویم سلام می‌کنیم و می‌گوییم از هیئت آمدیم از بسیج، پایگاه ابوذر، بالاخره یک چیزی می‌گوییم و کارتی نشان می‌دهیم. بین ارمنی‌ها بگوییم که از بسیج آمدیم که بالاخره فرهنگش…

بگوییم از دادستانی آمدیم که باید دربروند. کارت صداوسیما نشان دادیم و گفتیم از صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران هستیم. امشب شب کریسمس که شب پاک شماهاست می‌خواهیم فیلمی از شماها بگیریم و روی آنتن بفرستیم.

برای نماز مغرب‌وعشا با یک تیم حفاظتی وارد مجیدیه شدیم. گفتیم اسکورت که حرکت کرد به ما ابلاغ می‌کنند، می‌رویم سر کارمان دیگر. اسکورت هم به هوای این‌که ما توی منطقه هستیم با بی‌سیم زیاد صحبت نکنند که مسیر لو نرود، روی شبکه بالاخره پخش می‌شود دیگر. چیزی نگفتند. یک آن مرکز من را صدا کرد با بی‌سیم گفتم به گوشم.

موردمان را گفت که شخصیت سر پل سیدخندان است. سر پل سیدخندان تا مجیدیه کم‌تر از سه چهار دقیقه راه است. من سریع از ماشین پیاده شدم. در خانه را زدم. خانمی در را باز کرد. ما با یاالله یاالله خواستیم وارد شویم، دیدیم نمی‌فهمد که. بالاخره وارد شدیم. چون کار باید می‌کردیم. گفتیم نودال و اَمپِکس و چیزایی که شنیده بودیم، کارگردان و این‌ها بروند تو.

کارگردان رفت پشت‌بام پست بدهد، اَمپِکس رفت توی زیرزمین پست بدهد، آن رفت توی حیاط پست بدهد. پست بودند دیگر حالا. فیلممان بود. یک ذره که نزدیک شد، بی‌سیم اعلام کرد که ما سر مجیدیه هستیم. من هم با فاصله‌ای که بود به این خانم چون احیا بشود، این‌جوری جلوی آقا نیاید، گفتم: ببخشید! الآن مقام معظم رهبری دارند مشرف می‌شوند منزل شما.

برای خواندن ادامه مطلب رجوع شود به ادامه مطلب


ادامه مطلب
[ ۱۳٩٠/۱۱/٢٩ ] [ ٩:٠٠ ‎ق.ظ ] [ کربلای 8 ]

• غربی‌ها با سه کلیدواژه‌ی آزادی، دموکراسی، و حقوق بشر افکار عمومی را اداره می‌کردند. شرقی‌ها با دو کلیدواژه‌ی مبارزه‌ی پرولتاریا با امپریالیسم و برابری. امام پنج کلیدواژه‌ی قرآنی را در مقابل آن پنج کلیدواژه قرار دادند.

• اصل «امامت‌محوری» مهم‌ترین کلیدواژه بود. سیستم امت-امامت حرف جهانشمول اسلامی بود که در عرصه‌ی سیاست احیا شد.

• ده سال هر کاری کردیم، یک رسانه‌ی غربی پیدا شود که بگوید «امام خمینی»، نشد! همه می‌گفتند «آیت‌الله خمینی».

• سال ۵۹ به یکی از اساتید یهودی آلمان گفتم «استاد! چرا رسانه‌های شما نمی‌گویند امام خمینی؟». خنده‌ای کرد و گفت «آخر ما بعضی چیزها را متوجه شدیم!». کیف‌اش را باز کرد و یک کتاب درآورد. ترجمه‌ی آلمانی کتاب «ولایت فقیه» امام بود. گفت «آقای خمینی یک تئوری جهانی دارد. وقتی ما بگوییم “امام”، ایشان بین کشورهای دنیا شاخص می‌شود. چون کلمه‌ی “امام” قابل ترجمه نیست. ولی وقتی بگوییم “رهبر”، این کلمه در فرهنگ غرب بار منفی دارد. دیگر ما ایشان را کنار استالین و موسیلینی و هیتلر قرار می‌دهیم. کلمه‌ی “رهبر” به نفع ما و کلمه‌ی “امام” به نفع آقای خمینی است. از طرف دیگر اگر ایشان یک جایگاه دینی دارد، ما به ایشان می‌گوییم “آیت‌الله”، اما “امام” یک بار معنوی دارد! از طرفی ایشان آن طور می‌شود امام امت اسلامی که مسلمان‌های دنیا را دور خودش جمع بکند!». با این صراحت این را به من گفت.

• یک رسانه‌ی غربی یا شرقی را پیدا نمی‌کنید که گفته باشد «امام خمینی». آن موقع ما امتحان کردیم رسانه‌های غربی آیا می‌پذیرند ما یک آگهی بدهیم به نام «امام خمینی»؟ می‌خواستیم ۶۰،۰۰۰ مارک بدهیم که یک آگهی چاپ کنند، قبول نکردند!

• شهریور ۵۸ که در مجلس خبرگان قانون اساسی شهید بهشتی کلمه‌ی امامت را در قانون اساسی گذاشت، ریاست آن مجلس با آقای منتظری بود. امام خمینی گفت شما نمی‌توانی مجلس را اداره کنی، برو کنار، آقای بهشتی اداره کند. وقتی شهید بهشتی آمد اصل پنجم را مطرح کند که ولی فقیه نائب امام زمان و امام امت اسلامی است، کشور ریخت به هم. بازرگان اعلام استعفای دسته‌جمعی دولت را کرد. امیرانتظام اعلام کرد که مجلس خبرگان قانون اساسی باید منحل شود. سر یک کلمه کشور ریخت به هم!

• امامت‌محوری، امّت‌گرایی، عدالت‌گستری، و دوقطبی مستکبرین-مستضعفین اساس تئوری امام خمینی بود.

• امام خمینی از دنیا رفتند. آقای هاشمی رفسنجانی آمدند پنج روز بعد از رحلت امام خمینی در دومین خطبه‌ی اولین نمازجمعه‌ی بعد از رحلت امام، راجع به ولایت فقیه دو جمله گفتند. یک : «ما نمی‌خواهیم بعد از رحلت امام خمینی به جانشی ایشان “امام” بگوییم». این همه دعوا داشتیم با شرق و غرب؛ امام حاضر شد شهید بهشتی را قربانی کند برای این کلمه؛ قانون اساسی پنج بار روی امامت ولی فقیه تأکید کرده، امام این را از سال ۴۸ مطرح کرده، شما می‌گویی نمی‌خواهیم؟ به اسم اعزاز امام خمینی گفتند به جانشین‌اش نمی‌گوییم امام! انگار یکی به شما بگوید من چون خیلی شما را دوست دارم، افکار شما را می‌خواهم با شما دفن کنم! جمله‌ی دوم‌شان این بود : «خبرگان مرجع تعیین نکرده است». یعنی جانشین امام خمینی نه مرجع است و نه امام.

• وقتی ایشان جای «امام» گذاشت «رهبر»، «امّت» شد «ملّت». یعنی عملاً سیستم ملت-رهبر انگلیسی‌ها را پذیرفتیم و سیستم امت-امامت امام خمینی را کنار گذاشتیم. وقتی «امّت» شد «ملّت»، عناصر امّت یعنی «خواهران و برادران قرآنی» -که وظایفی مثل امر به معروف و نهی از منکر نسبت به هم دارند، تبدیل شدند به عناصر ملت یعنی «شهروند» و « هموطن».

• اما کلمه‌ی سوم یعنی «عدالت»؛ مقدس‌ترین کلمه‌ای که آقای هاشمی در دوران ریاست‌جمهوری‌شان ابداع و به تحمیل کردند به نظام اسلامی، کلمه‌ی «توسعه» بود. فرق عدالت و توسعه این بود که «عدالت» را خدا و پیغمبر (ص) و علی مرتضی (ع) تعریف می‌کنند، اما «توسعه» را صندوق بین‌المللی پول و بانک جهانی و صهیونیست‌های عالَم.

• در عرصه‌ی بین‌الملل هم دو کلیدواژه‌ی قرآنی «مستکبرین» و «مستضعفین» را ایشان اصلاح کردند و گفتند «مستکبرین» فحش و توهین‌آمیز است! به جایش بگوییم «قدرت‌های جهانی»! خب وقتی گفتی «مستکبرین» باید با آن‌ها «مبارزه» کنی، اما وقتی گفتی «قدرت‌های جهانی» باید با آن‌ها «تعامل» کنی. «مستضعفین» را هم کردند «قشر آسیب‌پذیر»؛ یعنی آدم‌های بی‌عرضه‌ای که خودشان پذیرای آسیب‌اند!

• پنج کلیدواژه‌ی قرآنی امام خمینی که اساس گفتمان نهضت اسلامی بود، توسط ایشان تغییر پیدا کرد به همان کلیدواژه‌هایی که دشمنان می‌خواستند.

• تا موقعی که کلیدواژه‌های قرآنی امام خمینی که رأس آن‌ها امام بودن ولی فقیه است- احیا نشود، هر کاری که بکنیم، وصله‌پینه کردن است.

• شما هر لعنی که به …… بکنید، این قدر جگر دشمنان نمی‌سوزد که بگویید «امام خامنه‌ای».

• مشکلی که هست هم این است که همه می‌گویند «دیگران بگویند ما هم می‌گوییم!». اصولگراها می‌گویند صداوسیما شروع کند، ما هم می‌گوییم! صداوسیما می‌گوید ما که از روحانیون نمی‌توانیم جلو بیفتیم! روحانیون می‌گویند تا مدیران ارشد نظام خودشان نگویند که ما نمی‌توانیم جلوی مردم بگوییم! مدیران ارشد می‌گویند وقتی جوانان انقلابی هم نمی‌گویند، ما بگوییم و هزینه بدهیم؟! و…

• بعضی هم می‌گویند نگوییم چون قبلاً کسی (حشمت‌الله طبرزدی) این کار را کرده و سابقه‌ی خوبی ندارد این کار در ذهن مردم! خب خوب‌ها باید پرچمدار این کار شوند که این کار به اسم آن‌ها ثبت شود و آن سابقه پاک شود.

• آیت‌الله سید محمدباقر حکیم پا می‌شود می‌رود نجف. از آن‌جا نامه می‌نویسد به «حضرت آیت‌الله العظمی امام خامنه‌ای». یک هفته بعد شهیدش می‌کنند. آن مرد بزرگ می‌فهمد که باید از آن‌جا پیغام دهد «امام خامنه‌ای». سید حسن نصرالله می‌فهمد در سخت‌ترین شرایطی که دارد، باید بگوید امام خامنه‌ای! ما اینجا نشسته‌ایم و نمی‌گوییم!

• اگر نعمت خدا را قدر ندانیم، می‌فرماید «انّ عذابی لشدید». روز قیامت هم آن‌جا ندا داده می‌شود که «وقفوهم انّهم مسئولون، ما لکم لا تناصَرون». هی حرف را انداختند از این طرف به آن طرف.

http://mobarze.ir

[ ۱۳٩٠/۱۱/٢٩ ] [ ۱:۳٧ ‎ق.ظ ] [ کربلای 8 ]

داستان شگفت انگیز از زیارت عاشورا

عارف فرزانه آیت اللّه بهجت (ره) می فرمود: مضمون زیارت عاشورا گواه و روشن کننده عظمت آن است، مخصوصاً وقتى آنچه در سند زیارت ملاحظه می کنیم که امام صادق علیه السلام به صفوان مى فرماید: زیارت عاشورا را بخوان و در خواندن آن استمرار داشته باش، من به خواننده آن چند چیز را تضمین می کنم:

زیارت او قبول، تلاشش مشکور و حاجت وى از جانب خداوند متعال بر آورده می شود و با دست خالى باز نخواهد گشت. اى صفوان! این را با ضمانتى از پدرم، و پدرم از امیرالمؤمنین علیه السلام و ایشان از حضرت رسول صلّى الله علیه وآله و رسول خدا از جبرئیل و جبرئیل از خداوند عزّوجلّ دریافت نموده، هر یک از آنها این زیارت را با این ضمانت تضمین نمودند، خداوند عزّوجل به ذات اقدس خود قسم خورده که هرکس زیارت کند حسین علیه السلام را به این زیارت از نزدیک یا دور و دعا کند به این دعا، زیارت و دعاى او را قبول مى کنم و خواسته اش هرچه باشد بر آورده سازم. پس از درگاه من با ناامیدى و زیان باز نگردد و او را به برآمدن حاجتش، و رسیدن به بهشت و آزادى از دوزخ خرسند و خوشحال مى کنم و شفاعت او را در حق هر کس که شفاعت کند بپذیرم.(1)

[ ۱۳٩٠/۱۱/٢۸ ] [ ۱٢:٠٠ ‎ق.ظ ] [ کربلای 8 ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ

اگــــر دلــــداده اهــــل وفــــایــــی اگر اهــــل صفای مصطفایــی اگــــر بـــــــا وادی دل انـــس داری اگر رهپــــوی راه اولــیــایــــی اگر صبــــح و مـــسا جویای فیضی اگر همــدل، اگــر هـمراز مایی بیــــا تــــا روز و شب قرآن بخوانیم که دل گیرد ز نورش روشنایی به عشق آباد ما هرگز دلی نیست مـــگر مــدهوش عطر آشنایی ز نــــای دل نــــوای شــــوق خـیزد رسد گـــر گوش جان را ربنایی ســــحر از نــــغمه جــانبخش قرآن شب از نــــجوای نـای نینوایی نسیمی می وزد هــــر دم دل انگیز ز کوی روشنان والضــــحـــایی شــــفــــای دردهــا آیــــات قــــرآن که دارد بهر هر دردی دوایــــی تــــو را مــــمــکن شود با بال ترتیل سفــر تــا مــرزهــای مـاورایی صــــدای بــــال جــبریل است گـویا تــلاوتــهــای آیــــات خــدایـــی الــفبای خــــداجویی همــین است اگــر بــــا ایــــن الفبــا آشنایی
موضوعات وب
امکانات وب